یکی بزنی
| هنرمندان: | مجتبی الله وردی |
|---|---|
| عنوان: | یکی بزنی |
| آهنگساز: | مزدک عباسی |
| تنظیم: | مزدک عباسی |
| ژانر: | آهنگ، سرود انقلابی |
| مدت زمان: | 03:37 |
| تاریخ انتشار: | 1404 |
| قبلی: | گوساله پرست |
| بعدی: | عافیت طلبی |
آهنگ «یکی بزنی» با اجرای مجتبی الله وردی
آهنگ «یکی بزنی» با صدای مجتبی اللهوردی (مجال)، یکی از آثار شاخص در سبک موسیقی اعتراضی و حماسی است که با زبانی صریح و با بهرهگیری از فرم موسیقی رپ، به بیان مواضع ملی و میهنی میپردازد.
این اثر که بر پایهی منطقِ «یکی بزنی، ده تا میخوری» شکل گرفته، به خوبی توانسته است حس اقتدار و ایستادگی را در قالب کلمات و ریتم منتقل کند. شاعر در این قطعه با هوشمندی، وقایع تاریخی و شکستهای نظامی بیگانگان را به تصویر کشیده تا هشداری جدی را در قالب هنر بازآفرینی کند.
من تمام معیارم جوان جسم و پندارم
مترسان ز پیکارم که آرد پشیمانی
هوا بسی پست است و نفس به سینه ات حبس و
عمر تو کمی مانده قدر نخی سیگار است
و جسم خالی ات از روح به زخمه ای ز دو ابرو
نگاه کن تو به آن سو خزانی و می دانی
آمده ام من بازی تا که نوازم سازی
برقصانم آن جانت آشکار و پنهانت
بهم زدم خلوت تو هوشو بردم از سر تو
از جا کندم پیکرتو به یک ضربه ای آنی
تمام بازی و اندر تو در میان دو دستم
تویی که شده زندانی فنون منه ایرانی
دور خودت که پیچیدی دیدی
چپ و راست داری هزیون میگی
قلم و کاغذ و پیکار و پنجه ایست که معمار و
این زبان که به معیارو بسته ام تو به رگبار
توی بازی و هستی بین دو دستی
توی سقوط کردن داری تو ترفیع
اینکه تو رو بخوایم بترکونیم واسمون شده آره مث یه تفریح
حرف حاجیمونو شنیدی بازم بشنو تو ترجیع
یکی بزنی ده تا می خوری
چک که بزنی درجا می خوری
حرف که بزنی از ما می خوری
حرف نزدی اما می خوری
بالا که بیای اما می خوری
پایین بمونی اما می خوری
چپ که بری اما می خوری
راست که بری اما می خوری
کج پا بذاری اما می خوری
بی خودی بدون که اما می خوری
بالا و پایین زندگیتو
میدوزیم به هم زنده ایم چون
مث یه بچه زندگی کن
چون که می بافیم زندگیتو
سوم خردادی بود نرم و قهرمانی بود
طیارتونو کردیم دود به چشمکی صد پاره و آه توی بی چاره
اون دزدی دریایی تنگه بود و دربانی پیر زنی شیطانی
اشک روی گونه او استنا که استناد زوزه او
روبهی صغیر و حقیر و کشور ریزی که می رود به داغانی
به گوش ما پنهانی زمزمه تو می خوانی
می خوا بسوزه دلم برات
تغییر بدم مقدرات و تو آبرو بدست آری
و این تازه آغاز است ابتدا ز انتقام جامعه انسانی
جنگ صلح حق تو کف دست تو روش پیشونیت عرق سرد خو
اصل مسئله وجود ناپاک توعه
اصالت وجود تو واسه دنیا یک نی دوئه
سربازی که کرد خودشو خیس
Said apologize we made a mistake ex please
به لب تبسم دارم و شادم از این پیکارم و
تیر و من و پیکانم و زنم چشم دیوانی و
پشت تو به خاک است و کاخ تو خراب است و چشمه ای ز ترس هستی
به ساز ما می رقصی در میانه میدان و در میانه بازی
می شود آن چیزی که آنچه تو خود می دانی
هر چه که ما می گوییم هر چه که ما می خواهیم
یکی بزنی ده تا می خوری
چک که بزنی درجا می خوری
حرف که بزنی از ما می خوری
حرف نزدی اما می خوری
بالا که بیای اما می خوری
پایین بمونی اما می خوری
چپ که بری اما می خوری
راست که بری اما می خوری
کج پا بذاری اما می خوری
بی خودی بدون که اما می خوری
بالا و پایین زندگیتو
می دوزیم به هم زنده ایم چون
مث یه بچه زندگی کن
چون که می بافیم زندگیتو
