خانه سرود | خانه‌ای برای صدای ایمان

تنهای شب ها

یتیما با ظرف شیر

 در خونه امیر

 غم رو شونه هاشون

 اشک چشماشون روی گونه هاشون

 ناله میکنن از غم باباشون

 اشک چشماشون روی گونه هاشون

 ناله میکنن از غم باباشون

اون که شب میومد تک و تنها

 روی شونه اش نون و خرما

 حالا فهمیدم که کی بوده

 اون که شب ها با حال خسته

 میومد با روی بسته

 حالا فهمیدم علی بوده

اون که شب میومد تک و تنها

 روی شونه اش نون و خرما

 حالا فهمیدم که کی بوده

 اون که شب ها با حال خسته

 میومد با روی بسته

 حالا فهمیدم علی بوده

اون که شب میومد تک و تنها

 روی شونه اش نون و خرما

 حالا فهمیدم که کی بوده

 اون که شب ها با حال خسته

 میومد با روی بسته

 حالا فهمیدم علی بوده

دیدگاهتان را بنویسید