خانه سرود | خانه‌ای برای صدای ایمان

مادر برام قصه بگو 2

مادر برام قصه بگو

مادر برام قصه بگو

دل تنگ تنگه

دل تنگ تنگه

قصه‌ی آقا رو بگو

قصه‌ی آقا رو بگو

 دل تنگ تنگه

دل تنگ تنگه

مادر مادر مادر مادر

مادر برام حرف بزن

از ایمونش بگو

مادر برام حرف بزن

از پیمونش بگو

مادر تو دونی و خدا

از خوبیاش بگو

از خوبیاش بگو

از اون صلابت

تو لحن صداش بگو

از عهد با خدا

از حال با دعاش بگو

مادر مادر مادر مادر

مادر مادر مادر مادر

دیشب خواب آقا رو دیدم دوباره

لبخند شیرین دیدم بر چهره داره

دیدم تو آغوشه گرمه حسینه

پشت سرش مولا با ذوالفقار

بهش گفتم مت همخونیم

ما تا آخر تو میدونیم

دلش وا شد لباش خندید

دلم محکم با این پرچم

نیاید از کسی ترسید

خدا کفته آقا زندس

باید از آیه ها پرسید

بابا خودم دیدم روح شهیدمون

دور و برش بودن گلهای مینابی

اشکای داغی توچشم ترش بودن

آقا نوازش کرد آقا سفارش کرد آقا سفارش کرد

در جنگ با دشمن تنگه که سازش کرد

تنگه که سازش کرد

آقا برام یه لاله چید منو تو آغوشش کشید

درد و دلامو که شنید حرف حسن و‌ پیش کشید

خونم مگه رنگین تره خون حسینه

خون حسینه

جونم مگه شیرین تره جون حسینه

جون حسینه

یه جون اگه دادم به را دین و ایرون

صد جون هزار رونش

به قربون حسینه

صد جون هزار رونش

به قربون حسینه

کفت دشمنامون مایوس میشن

مردم تو این راه مبعوث میشن

ما پای پرچم ما زیر قرآن

باهم میمونیم ‌پاینده ایران

دیدگاهتان را بنویسید