خانه سرود | خانه‌ای برای صدای ایمان

رو سفیدتر از خورشید

روز اول که دیدمش گفتم

عاقبت رو سفید خواهد شد

مرگ شایسته‌ی وجودش نیست

شک ندارم شهید خواهد شد

غربت پشت عینک او را

می شد از دور دید و باور کرد

او که بی خستگی فقط جنگید

او که با عشق زندگی سر کرد

قلبش از درد مردمش خون بود

مظهر صبر و استواری بود

در دلش گرچه موج و طوفان داشت

در نگاهش سکوت جاری بود

عشق و لبخند یادگار ایشان بود

آنچه ار مکتب الرضا دارد

تا ابد تا همیشه‌ی تاریخ

در دل این قبیله جای دارد

این زمین جای تو نبود ای مرد

خواست پا پر بهشت بگذاری

تا ابد تا همیشه‌ی تاریخ

گردن این قبیله حق داری

قلبش از درد مردمش خون بود

مظهر صبر و استواری بود

در دلش گرچه موج و طوفان داشت

در نگاهش سکوت جاری بود

عشق و لبخند یادگار ایشان بود

آنچه از مکتب الرضا دارد

تا ابد تا همیشه‌ی تاریخ

در دل این قبیله جا دارد

دیدگاهتان را بنویسید