خانه سرود | خانه‌ای برای صدای ایمان

قصه موشک

لالا لالا لالا لالا لالایی

شده برگ گل یاسم حنایی

دوباره چشماتو وا کن که مادر

برات لالایی میخونه کجایی

غم تو واسه ما لطف خدا بود

که هر آیینه با تو آشنا بود

تو رو واسه پریدن برگزیدن

اگه اسم قشنگت مجتبی بود

سه روز بود ای گل باغ بهارم

که شد خنده ‌ت خوشی روزگارم

شدی دار و ندارم اما دیدم

که تو نیستی و من چیزی ندارم

دلم میگیره از این فکر تنهایی

همین خوبه من اینجام و تو اینجایی

پر از خون شد دلم یک ‌لحظه تا دیدم

که موشک واسه تو میخونه لالایی

لالا لالا گل نازم

روی دستم بخواب بازم

خزون شد زود بهار تو

منم موندم کنار تو

بخواب ای عیدی نوروز مادر

که میشد با تو عید هر روز مادر

به یاد خونه مولامون امروز

تموم خونه ‌مون میسوزه مادر

طلوع چشم تو جون پدر بود

ولی عزم تو از اول سفر بود

چه فرقی داره موشک با سه‌ شعبه

غم تو کربلای شعله‌ور بود

اگر چه کشتن کودک گناهه

همیشه لشکر شیعه تو راهه

توی هر سن و سالی داره سرباز

سه روزه چهار هفته شیش ماهه

شهادت یعنی توی اوج زیبایی

میشه پرواز هر بالی تماشایی

میمیره مادرت اما نمیبینه

که موشک واسه تو میخونه لالایی

لالا لالا گل نازم

روی دستم بخواب بازم

خزون شد زود بهار تو

منم موندم کنار تو

دیدگاهتان را بنویسید