خانه سرود/سرود/آرامش‌بهاری-ترنج‌یزد
فصل زمستان کوله بارش را دارد به دست خویش میبندد جانی دمیده عشق در گلدان هر غنچه دارد باز میخندد فصل شکفتن فصل لبحند است وقت رهایی موسم شادی است بوی بهار از کوچه می آید بوی طراوت بوی آبادی است گرد و غبار از خانه میروبیم با روی خوش همراه با مادر خانه تکانی میکنیم وآری شادیم و دلخوش گوش شیطان کر آری شروع سال نو باید آیینه جان را صفا بخشیم با بخشش و لطف و فراموشی باید غبار غم زدل برچید هم زندگانی سر زده از خاک هم طوق عشق از چشمه جوشیده است بوکرده بطلان جامه خود را یعنی عبای سبز پوشیده است چشم انتظار فصل موعودیم آن فصل روشن فصل جامی نیست نو میشود سال و در آغازش لبخند مولا بهترین عیدی است وضعی که در دلهای بیدار است دارد جوانه میزند کم کم این موج سرما رو به پایان است روزی بهاری میشود عالم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *