خانه سرود/سرود/اعجاز-محراب
ای شهادتت راز عاشقی رفتنت شد آغاز عاشقی ماجرای تشییع پیکرت جلوه ای از اعجاز عاشقی روح تو نبود اهل این قفس جان به کف گرفتی همین و بس عاشق شهادت شدی و بس از پی اش دویدی نفس نفس عشق و شور و حق در سرشت تو منزل شهادت بهشت تو بعد از این جهان می خورد رقم سرنوشتش از سرنوشت تو تا ابد صدایت به گوش ما بعد از این سلاحت به دوش ما آدمی به حیرت درآمده از سروش تو از خروش ما نزد ما عیان شد مقام تو می رسد شب انتقام تو زنده ای و بیش از گذشته ها دشمنت بترسد ز نام تو از شهادت و بی تو دم زدی در خط مقدم قدم زدی با دوچشم بیدار و نافذت خواب دشمنان را به هم زدی هرکجا بروید شقایقی می شود همان مرز عاشقی تو نشانه ی رفتن شبی تو طلیعه ی صبح صادقی شد به نام تو غیرت و شرف هم شبیه ما شد به هر طرف روح تو به ما داده مژده آخرین نبرد آخرین هدف هر کجا بروید شقایقی میشود همان ارض عاشقی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *