خانه سرود/سرود/دلاور-آرمان سرخ
دلوار دلاور تر از این مرد نداره مردی که به جز درد وطن درد نداره دریا شده طوفانی و بندر شده سنگر بوشهر شده بیشه شیرای دلاور رو شونه هر مرد جنوبی یه تفنگه اینجا دله تنگستونه یا میدون جنگه هم درد تواَن نخل های تنگستون همراه تواَن مردای آبادی با حکم فقیه نجفی برخیز رزمنده ایمان شو و آزادی این خاک اگر خسته اگر زخمی هرگز به کسی باج نخواهد نداد هرگز شرفش را سر سازش با بیگانه به تاراج نخواهد داد رئیسعلی بگو علی رئیسعلی بگو علی زمونه پهلوون میخواهد نشون بده قشون عشق سوار بی نشون میخواهد بگو بیان تفنگچی ها نجات خاک خون میخواد رئیسعلی بگو علی رئیسعلی بگو علی به صف بشن دلیرها که گرگ پیر اومده به بیشه زار شیرها بخون دوباره از شرف تو با زبون تیغ ها تا مثل تو هستند سوارانی ما در دل هر معرکه پیروزیم با غیرت دیروز تو هم عهدیم ما لشکر دلواری امروزیم سهم دل تو جام شهادت شد تیر تو همیشه به هدف میخورد افتادی و هم پیکر پاکت را مولای تو با خود به نجف میبرد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *