خانه سرود/سرود/صدای قدر-آوای رضوان

بارون میباره آسمون دلش گرفته هوای هوای ابریهِ شبای قدره دنیارو آتیش زده بغضی که میریزه تو چاه کوفه که صداش صدای قدره

همونیکه پشت یتیما مثه کوهه سردی نداره تو نگاه مهربونش نگاهی که از اون قدیمای کبودی نیفتاده دیگه به ماه مهربونش

ملائکه با پرو بال غم و غصه سیاهی کردن تن دیوار بهشتو آروم آروم سمت خدا دارن میارن رو شونه هاشون بدن یار بهشتو

علی روح تن بیجان تویی علی کفو خیر النّسوان تویی علی اباالحسن اباالحسین علی هل اتا بر انسان تویی

صدیق اکبر هر زمان فاروق اعظم یاعلی ای جانشین بر حق نبی اکرم یاعلیتو کوچه های آشنا غریبه بود و تنور سرد خونه ها یادش نمیرفت شیر نبرد روز و گریه دار شبها حال و هوای شهدا یادش نمیرفت

علی همیشه مظلومه تاریخه اما نشسته شاهین عدالت زیره سایه ش ذوالفقارش که پا میشه همه میافتن معرکه رو تو مُشتِ خود میگیره سایه ش

به نسل بعد از خودتون بگید بدونن خاموشی چراغ بیت المالو مردم! آتیش و چشمای عقیلی که ببینه حساب کشیدن از حروم حلالو مردم!

علی امیر مومنان تویی علی دوزخ تویی جنان تویی علی صراط مستقیم فقط علی نشانه ی ایمان تویی

صدیق اکبر هر زمان فاروق اعظم یاعلی ای جانشین بر حق نبی اکرم یاعلی

دیدگاه‌ها بسته شده‌اند.