خانه سرود/سرود/فرزندان ایران-آرمان سرخ
شکوفه زد گل غیرت تو دلها جوونه ها رو پاشون ایستادن کبوترها تو فکر آسمونن نشون دادن واسه پرواز آمادن روی دیوارهای شهر با خون نوشتن عمر بی دردی تمومه باید بلند شیم مثل امواج نشستن واسه دریا حرومه ما فرزندان خورشیدیم و عالم نگاهش به فروغ چهره ماست طلوع آفتاب باور و عشق نوید روزگار خوب فرداست اومد مردی که از گرمای دستاش بهاری شد هوای سرد بهمن همون مردی که با نور کلامش فضای شهرمون رو کرد روشن سپیده سر زد از مشرق که کم کم بشه روشن مسیر عزت ما بیا و بوش چون حالا پیچیده توی دنیا صدای غیرت ما روی دیوار دار الحق نوشتن نوشتن با دلاور مرد میشه روی لب ها همه والفتح بود و سیاهی ها میره واسه همیشه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *