خانه سرود | خانه‌ای برای صدای ایمان

یار آسمانی

یاران چه غریبانه رفتند از این خانه

هم سوخته شمع ما هم سوخته پروانه

از خون دل یاران از غربت سرداران

دل ها پر افسوس است از خاطره یاران

دل سوخته دل خسته

دل باخته دل بسته

دل بر سر پیمان است هر چند که بشکسته

بشکسته سبوهامان خون است به دلهامان

فریاد و فغان دارم دردی کش میخانه

در هر گذر و بازار هر طاقچه هر دیوار

یک قاب پر از حرف است از قصه یک سردار

مستانه و مردانه یک لشکر پروانه

رفتند ولی باقیست آن شمع شبستانه

هیهات که بفروشیم این شمع به بیگانه

هستیم سر پیمانه با ساقی میخانه

یاران چه غریبانه رفتند از این خانه

هم سوخته شمع ما هم سوخته پروانه

دیدگاهتان را بنویسید