خانه سرود | خانه‌ای برای صدای ایمان

تنها آرزو

داره درد و دلام قد کتاب میشه

آره پر از غم دوریت گلاب میشه

این چندمین ساله که نیستی و

دوباره شمع تولد از خجالت آب میشه

الان تو کجای این زمینی هدیه ات رو باید کجا بیارم

تو آرزو کن برگردی زودتر من آرزویی جز تو ندارم

حتی دیدن خوابش قشنگه

یعنی میرسه اون روز که سفره ظهورت رو بچینیم

این دفعه تو واسه ما دعا کن که صد سال زنده باشیم

اگه خدا بخواد تو رو ببینیم

آخه قربون سرت شنیدم که خیلی مهربونی مثل مادرت

نگیره دلت یه وقت میریزه دلم بریزه اشک چشمای ترت

مهمونا رسیدن و تو نیستی این غم رو کجای دل بزاریم

ما شیرینی زندگیمونو از کیک تولد تو داریم

پا روی چشم دنیا میزاریم

بیا و با قدم هات بیا از آسمون بارون نم نم

دیدنی میشه وقتی که روز ظهورت

توی تقویم میشه تولد تموم عالم

حتی دیدن خوابش قشنگه

یعنی میرسه اون روز که سفره ظهورت رو بچینیم

این دفعه تو واسه ما دعا کن که صد سال زنده باشیم

اگه خدا بخواد تو رو ببینیم

دیدگاهتان را بنویسید