خانه سرود | خانه‌ای برای صدای ایمان

املای انتظار

دنیا برعکس قایم باشک بازی

به یقین می‌ دونه قائمش کجاست

ما همه گم شدیم و اون معلومه

شب و روز اونه که به دنبال ماهاست

اونی که عمری ظاهرا پنهونه

داره به دنبال ماها می‌ گرده

ما همه غائبیم و حاضر اونه

این درده این درده

من با تلاشم و

یه قطره که می خوام دریاشم و

اندازه خودم اومدم باتو باشم و

‌پس خوب می‌ دونم روپام باید پاشم و

می‌ دونم آینده ایرانم

 می‌ دونم روی منه برنامه دشمن

 می‌ خوادش یه نسل بی‌ تفاوت رو

به جریان ظهورت بسازه از من

واسمه روشن

با این فکرام بعد املا و ریاضی

دل به زنگ بازی می سپرم

با انگشتام دونه دونه توی بازی

اینجوری واسه تو می شمرم

ده بیست سی چهل

ای دل غافل

مشغول بازی بودم و جمعه غروب شد

نیومدی تو

برای اون که چش گذاشته بود چه خوب شد

ده بیست سی چهل

ای دل غافل

املای انتظارمو غلط نوشتم

ولی برا تو

با گریه توی دفترم دو خط نوشتم

که بی‌قرارم

طاقت ندارم

  تموم هفته پای درس انتظارم

توی رسم الخط تازه چرا

حمزه روی قائم و  یا می‌ خونن

قائمو دارن قایم می‌ کنن

اونا که انتظارتو نمی‌ دونن

نمی‌ دونن

 رسم الخط تازه جهان تویی

صاحب اصلی واسه  این زمان تویی

ریاضی و علوم و املا جای خود

هر روز هفته اصل امتحان تویی

ده بیست سی چهل

ای دل غافل

مشغول بازی بودم و جمعه غروب شد

نیومدی تو

برای اون که چش گذاشته بود چه خوب شد

ده بیست سی چهل

ای دل غافل

املای انتظارمو غلط نوشتم

ولی برا تو

با گریه توی دفترم دو خط نوشتم

که بی‌قرارم

طاقت ندارم

  تموم هفته پای درس انتظارم

دیدگاهتان را بنویسید