ربه فیه تجلی و ظهر
نه خدا توانمش گفت نه بشر
که بشر میشود اینگونه مگر ؟
حیدر حیدر حیدر حیدر
تمنای من علی دنیای من علی
امروز من علی فردای من علی
غدیری ام پس همیشه اقای من علی
مولای من علی
وقارو ، برده دلارو
دنیا نداره تکرار مرتضارو
ببینید شمس الضحی رو
به علی شناختم من بخدا خدارو
شاه منه
به شبای تیره ماه منه
نور صبح و ظهر مغربمه
علیاً ولی اللهِ منه
نون حلال پدرم یاعلی
گفته به بالای سرم یاعلی
به به از این ارثیه ی نوکری
حیدری ام حیدری ام حیدری
عرش خداست معراج علی
به زندگی منهاجِ علی
منم منم مشتاق نجف
منم منم محتاج علی ی ی ی
وقارو ، برده دلارو
دنیا نداره تکرار مرتضارو
ببینید شمس الضحی رو
به علی شناختم من بخدا خدارو