می‌ خونیم از اون دل دریایی که یادمون داد: که با خدا باشیم توی پیچ و خم راه، همراه ماه توی طوفان‌‌ها، با ناخدا باشیم می‌ خونیم از مردی که دستشو داد تا بگه باید علمدار بمونیم با ولایت، برسیم به مرز عشق توی هر سنگری بیدار بمونیم از دل مسجد و از جبهه رسید درد آدمای دلخسته رو دید از قراری که با روح خدا داشت حتی یک لحظه، پا پس نکشید در جنگ با شب، همدل ماهیم نور بصیرت در نگاه ماست راه شهیدان، راه بیداران راه امام عشق، راه ماست هستیم پای عهد خود، چون کوه مانند تو، که مرد میدانی خواهیم زد روزی قدم در قدس با جمع یارانت، سلیمانی تو نگاه تو چی بود؟ که این جوری مِهر تو، تموم ایرانو گرفت جای تو خالی نبود، اون روزی که دست ما، کشتی شیطانو گرفت ملت امام حسینیم، اومدیم قرنو با مکتبش آشنا کنیم ملت شهادتیم، می‌خوایم به تو به علمداریت، اقتدا کنیم صبح نزدیکه و با سپاه نور اومدیم به قلب ظلمت بزنیم اسم اسرائیلو، در رکاب یار از رو نقشه‌ی جهان، خط بزنیم در جنگ با شب، همدل ماهیم نور بصیرت در نگاه ماست راه شهیدان، راه بیداران راه امام عشق، راه ماست هستیم پای عهد خود، چون کوه مانند تو، که مرد میدانی خواهیم زد روزی قدم در قدس با جمع یارانت، سلیمانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.