پرواز چنان کن که پری از تو نماند
در دست زمین هیچ اثری از تو نماند
جز عطر خوش یک گل پرپر شده در باد
گل برگ چه خشک و چه تری از تو نماند
طوفان سیاهی که در آن مدرسه پیچید
میخواست که حتی خبری از تو نماند
نام تو ولی رفت که منظومه بسازد
حیف است به دنیا ثمری از تو نماند
منظومه ی ماکان شدی و غرق ستاره
اخبار غم انگیزتری از تو نماند
ای اختر میناب که در اوج نشستی
بگذار که در خاک اثری از تو نماند